خرید بک لینک
سر خیابانی که به بازار می رسید ایستاده بودم.. او روی یک صندلی نشسته بود.. احساس کردم می شناسمش.. چهره اش پیدا نبود.. سرش را چرخاند.. همان کسی بود که میشناختم.. تا به حال از نزدیک ندیده بودمش.. دنبالش در شهرهای دیگر گشته بودم اما اینجا..... از دیدنش جا خوردم.. از جایش برخاست و به راه افتاد.. به کسی که در کنارم بود و نمی دانم چه کسی بود،گفتم که باید بروم... به آن سوی خیابان رفتم و به سرعت او را دنبال کردم.. سر راهم یک غاز بود.. سرش را به سوی من چرخاند و خواست مرا گاز بگیرد.. اهمیتی ندادم و خواستم که رد شوم.. کفشم را با دهانش گرفت.. سعی کردم پایم را از دهانش بیرون بکشم.. پای

برچسب: فرن كهربائي او غاز,مساعدات غاز او زيت,غازات او طلق,او راس غاز,جليم غاز او اريستون,فرن كهرباء او غاز,فرن غاز او كهرب,بوتجاز غاز او كهرباء,جليم غاز او البا,سخان كهرباء او غاز, نویسنده: رضا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:58

فیلم نامه ای که دو ساعت است گذاشته ام ش جلویم تا بعضی جاهایش را عوض کنم ولی نمیشود انگار.. انگار اگر همان موقع نوشتن تغییرش ندهم دیگر روی سنگ تراشیده شده...... آلبوم جدید محسن نامجو که دارم گوش میکنم و پر از سوال و تعجب و تفکر و گاهی نا امید شدن از صفر شخصی نامجو میشوم و باز هم دوباره گوش میکنم....... ساعت که از یک گذشته و به این فکر میکنم که دیر شد و باید چشمهایم را ببندم کم کم....... فکر آن گاه و بیگاه نارام جان که گاه و بیگاهم را گاهی به هم میریزد... و گرم است... خرداد است...

برچسب: خرداد استانبول,استخدامی خرداد 94,استخدام خرداد 94,استخدام خرداد 93,استخدامی خرداد ماه 94,استان خرداد,استاتوس خرداد 93,استخدام خرداد,استانبول خرداد 94,استخدام خرداد ماه 94, نویسنده: رضا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:58

خیالت آسوده است؟

نه.. معلوم است که نه.. همه پریشانم.. از فردا که می آید.. از امروز که هیچ پرواز نکردم.. از آن حرف سالخورده و نگفته.. از این شهر که مردمانش کم ساده اند.. از این دل که هوا می بردش...

خیالم کاش آسوده بود.. کاش میشد بردارد مرا با خود ببرد.. ببرد به آسودگی.. که شاید در سرایش مهربانی هم باشد.. که شاید در کنارش دوست هم باشد.. و شاید میشد آنجا چای نوشید.. با مهربانی.. با دوست.. و آسود...

کاش میشد.....

برچسب: کاش میشد,کاش میشد زندگی تکرار داشت,کاش میشد سرنوشت از سرنوشت,کاش میشد گنه پنجره,کاش میشد آدمی وطنش را,کاش میشد باز کودک میشدیم,کاش میشد زندگی از سرنوشت, نویسنده: رضا فدایی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 3:58

صفحه بندی